زندگی نامه

در سحرگاه روز اول بهمن ماه سال ۱۳۲۷ در خانواده ای مذهبی در رستم آباد شمیران که در آن روز از ییلاقات سبز و زیبای تهران بود، به دنیا آمدم. دوره دبستان را در مدرسه اسلامی قائمیه که همزمان با رفتن به مدرسه افتتاح شده بود گذراندم. این دوره به دلیل تعلیمات اسلامی مفیدی که داشت و از طرفی در ارتباط با روحانیون محله و تهران بود اثر عمیقی در شکل گیری شخصی آتی بنده داشت و از دبیرستان بهرام و جم قلهک مرا به مرحله دیپلم ریاضی رساند و بلافاصله در رشته علوم دانشگاه تهران قبول شدم ولی علاقه ام به دشته مهندسی بود، بنابراین دانشگاه را رها کردم و به سربازی رفتم در پایان این دوره در کنکور مجددا شرکت نمودم و در دانشگاه صنعتی شریف (که آن روز آریامهر نام داشت) پذیرفته شدم. سرگشتگی بین رشته فیزیک (علوم) با توجه به علاقه زایدالوصفی که به مسائل فضایی داشتم از یک طرف و دوست داشتن رشته مهندسی ساختمان به دلیل جایگاه اجتماعی اش از طرف دیگر باعث شد که یکباره به رشته مهندسی سازه تغیر رشته دادم و کلیه واحدهای پایه ایی این رشته را گذارندم و همزمان در کنکور شبانه در دانشگاه علم و صنعت در مهندسی راه و ساختمان پذیرفته شدم بطوریکه به بنده اخطار داده شد که همزمان در دو دانشگاه نمی توانم دانشجو باشم و به این دلیل دوباره به تحصیل در رشته فیزیک پرداختم. قبل از انقلاب به اتفاق همسرم و فرزندم برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم و دوره فوق لیسانس رشته مهندسی برق را گذراندم و سپس وارد دوره دکتری همین رشته شدم، پس از سال اول با موافقت مقامات دانشگاه صنعتی شریف و وزارت علوم ادامه تحقیقات رساله دکتری خود را تا سال ۱۳۷۱ در این دانشگاه گذراندم. همچنین در ورود به سازمان هواشناسی کشور دوره رده یک هواشناسی را در محضر استادان وقت طی نمودم و جزء اولین دوره دانشجویان مرکز آموزش مدیریت دولتی همراه ۱۰ نفر دیگر از مقامات کشور فوق لیسانس مدیریت دولتی را گذراندیم.

قبل از انقلاب تمام تجربیات کاری ام در رابطه با امور ساختمانی و سازه ای در شرکت های بخش خصوصی و شرکتی که خود با یکی از دوستانم داشتیم طی شد. بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ برای ادامه وظیفه، به اتفاق تعداد زیادی از فارق التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف عازم لرستان شدیم و به تدریج اغلب سمت های استان در دست این گروه قرار گرفت. بنده نیز معاون امور عمرانی استانداری شدم. در سال ۱۳۶۰ به دعوت شهید کلانتری قرار شد برای احراز پست یکی از معاونت ها و یا سازمان ها به وزارت راه و ترابری بیایم که با شهادت ایشان در واقعه اسف بار هفت تیر مواجه شدیم و بعد از مدت کوتاهی در شروع کار جناب آقای دکتر نژادحسینیان مسئولیت سازمان هواپیمایی کشوری را به بنده دادند و هشت روز بعد سرپرستی سازمان هواشناسی کشور نیز به من واگذار شد مدتی بعد همزمان رئیس و عضویت هیات مدیره های هواپیمایی جمهوری اسلامی، هواپیمایی آسمان نیز به مشاغلم اضافه گردید. با تشکیل شرکت های هوایی ماهان و کیش ایر مسولیت اولین ریس هیات مدیره شرکت ها به عهده اینجانب گذاشته شد. ۱۴ سال نیز رئیس هیات مدیره صنایع هوایی ایران بودم. در سال ۱۳۷۲ مسئولیت قائم مقام وزیر راه و ترابری در امور هوانوردی را به عهده گرفتم. قابل ذکر است که در تمام دوران فعالیت در وزارت راه بجز یکسال ریاست سازمان هواشناسی کشور را به عهده داشتم و در همین مسیر نماینده دائمی ایران در سازمان جهانی هواشناسی به مدت ۳۰ سال بودم. تداوم خدمت و اقداماتی که به کمک همکاران سازمان و وزارت امور خارجه در سطح بین المللی صورت گرفت باعث شد تا اینجانب به عنوان عضو شورای اجرایی و سپس معاون دوم برای ۸ سال انتخاب شوم و در ۲ دوره چهار ساله آخر خدمتم نیز معاون اول سازمان جهانی هواشناسی بودم.

در اخرین کنگره جهانی هواشناسی که در خرداد ۱۳۹۰ در ژنو برگزار شد، اینجانب به طور قطع برای ۴ سال می توانستم ریاست سازمان هواشناسی جهانی را داشته باشم به دست خودمان و برخی مسولان داخلی، کشور از این جایگاه محروم شد.

در سال ۱۳۸۸ از سمت خود تعویض و با ۳۲ سال سابقه خدمتی بازنشسته شدم لیکن اهمیت جایگاه جهانی که داشتم مجددا با مصوبه دولت به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور هواشناسی و تغییرات اقلیمی به کار بازگردانده شدم و در این دوره ۴ ساله، بخشی از آن را به عنوان قائم مقام معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست بودم که مسئولیت حوزه محیط زیست انسانی بر عهده من بود. با شروع کار دولت تدبیر و امید مجددا به خانه آشنای سال های خود یعنی وزارت راه دعوت شدم و با مسئولیت “قائم مقام وزیر راه و شهر سازی در امور هوانوردی و هاشناسی” توفیق خدمت به مردم عزیز و کشور اسلامی مان را پیدا نمودم.